زیربرچسب: رئالیسم جاودیی
۲۹ دی ۱۴۰۲
سکوتِ شبی را که تاریکیاش گستردهتر از اقیانوس بود، صدای قژقژ چرخهای یک گاری آهنی میخراشید. به جز آن تپهٔ کمینِ چهار سیاهپوش نقابصورت، دشت بود، صاف و پهناور، بیهیچ جنبندهای و رویندهای. اما دشت زنده بود، چون در آن گاری آهنی میرفت.
