دسته: وحشت
داستانهای کوتاه و ناولت از ادبیات گمانهزن، ژانر وحشت
آثار در فضای استعاره (34)
گاهى در تولید ماهنامه مشکلاتى پیش مى آید؛ یا ترجمه کم است یا نگارش نیست. گاهى کارها با تأخیر مى رسند، پر از غلط املایى هستند، رسم الخط در آنها رعایت نشده و پانویسهایشان باید استانداردسازى شود...
کوکهایم مثل نردبانی از دو سوی درز بالا میرود، تو و بیرون از یک سو، گذر از عرض و بعد تو و بیرون از سوی دیگر. نخ کوک را که بکشی، اگر کارت را درست انجام داده باشی، درز چنان هم میآید که انگار از اول پاره نبوده است.
انتشار گزارشى از وضعیت ادبیات فانتزى در مجلهٔ همشهرى جوان باعث شد بار دیگر به ریشههاى ادبیات خیالى فکر کنیم. ریشههاى ادبیات خیالى، وضعیت آن در ایران و
باز رسیدن به این جا که فانتزى هنوز در ادبیات فارسى متولد نشده است.
شگفتزار رسانهای ادبیات گمانهزن است. هدفی ندارد جز برآوردن عطش خوانندهٔ فارسیزبان به علمیتخیلی، فانتزی و وحشت. شگفتزار مثل یک دوز ماهانه از داروی شفابخش عفونت میماند و حالا شگفتزار مرجع برتر عفونت هم هست.
راوی منزوی داستان با رشد قارچهایی شبیه سر انسان در گوشهٔ حمامش روبهرو میشود؛ موجوداتی که خاطراتش را زنده و روانش را تسخیر میکنند و به پیوندی هولناک میان درمان و انگل بدل میشوند.
بیش از ده هزار دانشمند از پنجاه کشور جهان با بودجهای در حدود ده میلیارد دلار گرد هم آمدند تا رازهای خلقت را کشف کنند. بیست سال زمان صرف شد تا بزرگترین ابزار علمی تاریخ بشر را در زیر زمین بسازند.
مثل خیلیهای دیگر، ری بردبری من را هم اولین بار با «مرد مصور» متعجب کرد. شگفتی بود پشت شگفتی پشت شگفتی. کتاب جادو بود. دنیای جوان و شناخت تازهام را شکافت و گسترش داد...
جهانى که همه در آن از امنیت و رفاه برخوردارند، جنگى در کار نیست و تمامى سلاح ها معدوم شدهاند. اما در پس پردهٔ این بهشت برین، عدهاى را مىبینیم که به کمک توهم یک آرمانشهر، تنها به فکر منفعت شخصى خودند.
بعد هفتم اولین باشگاه علمىتخیلى فارسىزبان، وبگاهى بود که در فاصلهٔ سالهاى ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۳ دایر بود و به صورت عمده به ادبیات علمىتخیلى مىپرداخت.
چرخ خیاطی نفرینشدهای که به خانه آورده میشود و هر دوختش انسانی را به عروسکی بدل میکند و خیاطی که گرفتار سایههای شوم کشمکش عشق و جنون میشود.
یکى از جذابترین و عامترین این موجودات، که در اغلب فرهنگها و کتابهاى حال حاضر نشانى از آن به چشم مى خورد و در بسیارى از فرهنگهاى ملل گوناگون رسوخ کرده است، خونآشامها هستند.
بازگشت مرموز ابراهیم پس از چندین روز، شایعهٔ اسارتش به دست قوروکهای رودخانه را زنده میکند و روستا را در آستانهٔ رویارویی با سرنوشتی هولناک میگذارد.












