۱ فروردین ۱۴۰۵
سال نو شد،
اما امسال هیچ مبارکیای با خود نیاورد.
از آن سالهایی نیست که بگوییم
صد سال به این سالها.
شر از آسمان میبارد
و خون از زمین میجوشد.
دو شر بر ایران مستولیاند؛
یکی سالهاست بر سینه وطن سنگینی میکند،
و نفس میبرد،
و دیگری مدتی است بر فراز آسمان میچرخد،
و شرر میبارد.
و ایرانیها چون دانههای گندم،
بین این دو سنگ آسیاب
ساییده و خرد میشوند،
تا از این گندم
چه نانی برای که پخته شود.
فضای استعاره
در این نوسال ناشاد،
آرزوی سالی خوشسرانجام برای ایرانیان دارد،
و به حرمت جانباختگان زمستان سرخ
فعالیت ادبی را متوقف نگه میدارد.
֎