دسته: علمی‌تخیلی

داستان‌های کوتاه و ناولت از ادبیات گمانه‌زن، ژانر علمی تخیلی

قرار است بمیرم منصوره صادقی

قرار است بمیرم

کارمند شرکتی که خدمت اصلی‌اش پاک‌سازی خاطرات بازماندگان مرگ‌های ناگوار است، پس از سال‌ها درگیری با خاطرات سوژه‌هایش، تصمیم به کناره‌گیری می‌گیرد. اما آخرین مأموریتش او را در نقش مردی از گذشتهٔ یک زن قرار می‌دهد، به طوری که مرز هویت و واقعیت برایش محو می‌شود.

پاپی

پرنده‌ای بیرون روی شاخه می‌خواند. داخل خانه کاملاً سوت و کور بود، طوری که تیمی احساس تنهایی کرد، چیزی کاملاً غیرمعمول چون این اولین ‌باری نبود که تیمی در خانه تنها مانده بود.

جهان چگونه نجات یافت

صانعی برجسته ماشینی شگفت‌انگیز می‌سازد که می‌تواند هر چیزی را که نامش با حرف «ن» آغاز می‌شود خلق کند. این قابلیت نامتعارف به چالشی میان او و صانعی دیگر می‌انجامد و آزمایش‌هایشان بر روی ماشین پیامدهایی غیرمنتظره و فراتر از حد تصور می‌آفریند.

شرط استخدام - کلیفورد سیماک - مهدی مرعشی

شرط استخدام

آنسون کوپر، در حسرت بازگشت به مریخ، سفری مشقت‌بار را با سفینه‌ای کهنه و فرسوده آغاز می‌کند. در دل فضای سرد و بی‌رحم، میان خستگی و ناامیدی، تنها امیدش زادگاهی است که سرخی تپه‌هایش در رؤیاهایش زنده مانده است.

هدف سیستم همان کاری است که می‌کند - جاناتان فیک - امیر سپهرام

هدف سیستم همان کاری است که می‌کند

من در کارِ معجزه بودم. یک عمر همین را به خودم می‌گفتم. ماشین‌هایی که می‌ساختم معجزه می‌آفریدند و به عنوان پاسخی به دعای مردم در جهان پخش می‌کردند. با این حال، مردم مداخلاتم را به شانس نسبت می‌دادند.

کیفر آتش - راجر زلازنی - امیر سپهرام

کیفر آتش

هنوز به یاد دارم خورشید داغی را که بر شن‌های آتوس دل پلاسا می‌تابید و فریاد فروشندگان نوشابهٔ خنک و آدم‌ها یی را که در سمت آفتابی میدان ردیف‌ به ردیف نشسته بودند و عینک‌های آفتابی‌شان چون حفره‌هایی در چهره‌های درخشانشان بود.

بازدم - تد چیانگ - امیر سپهرام

بازدم

در جهانی که هوا منبع حیات و تفکر است، دانشمندی برای کشف راز حیات و جهان زندگی‌اش را به خطر می‌اندازد و تلاش می‌کند آیندهٔ تمدنش را گمانه‌زنی و سرگذشتش را برای آیندگان ثبت کند.

روز یک میلیون - فردریک پل - مهدی بنواری

روز یک میلیون

در این روزی که می‌خواهم در موردش برایت بگویم، که می‌شود حدود ده هزار سال دیگر از حالا، پسری بود، دختری بود و قصه‌ای عاشقانه.

انگلبرت گَرت دی جونز، امیر سپهرام

انگلبرت

انگلبرت تُف صداداری روی خاک پاخورده و برشته انداخت. «روزنامه‌نگارها و مشنگ‌ها و دانشمندهای خودسر و مأمورهای دولتی واسه مقاصد شومشون می‌افتند دنبال سرم.»

رهرو منطقهٔ مرزی متغیر داگلاس اسمیت امیر سپهرام

رهرو منطقهٔ مرزی متغیر

رهرو فرزند دو قلمرو پیوستار است، شاهزاده‌ای از نظم و آشوب و یاغی‌ در برابر هر دو. وقتی عاشق زنی زمینی می‌شود که کلید تعادل میان این دو قلمرو است، نبردی برای نجات جان او و سرنوشت جهانش آغاز می‌کند.

تونی و سوسک‌ها - فیلیپ کی. دیک - امیر سپهرام

تونی و سوسک‌ها

آفتاب زرد مایل به سرخ از پنجره‌های ضخیم کوارتزی به محفظهٔ خواب نفوذ کرد. تونی راسی خمیازه‌ای کشید، کمی تکان خورد، سپس چشمان سیاهش را باز کرد و سریع نشست. روانداز را با یک حرکت کنار زد و آرام روی کف فلزی گرم ایستاد.

پانچ - فردریک پل - فرزین سوری

پانچ

پانچ داد زد «ایول! می‌خواهم ببینم چطور به اردک‌های وحشی شلیک می‌کنید.» یک جهاز ردیابی دیجیتال بیرون کشید که از خطوط برجستهٔ طلایی‌رنگی پوشیده شده بود و از بافی خواست برایش نشانی لیتل اگ را مشخص کند.