زیربرچسب: بیگانگان
لباسی نازک از پارچهٔ سفید و ابریشمی به تن داشت. چشمانش سبزِ کمرنگ بود، رنگی که حالا مرا یاد لنزهای رنگی میاندازد؛ اما آن زمان سی سال پیش بود و اوضاع فرق میکرد.
میدانم این داستان چطور تمام میشود. خیلی به آن فکر میکنم. به اینکه چطور شروع شد هم خیلی فکر میکنم. همین چند سال پیش بود که سفینهها در مدار زمین ظاهر شدند و تجهیزاتشان در دشتها پدیدار شد.
کلیف ساترلند بالای نردبان، بر فراز سالن موزه، ایستاده بود و به خطوط و سایههای روی پیکر عظیم ربات نگاه میکرد. نگاهی به سیل جمعیتی انداخت که از سراسر منظومهٔ شمسی آمده بودند تا گنوت و مسافر را ببینند داستان غمانگیزشان را بشنوند.
آفتاب زرد مایل به سرخ از پنجرههای ضخیم کوارتزی به محفظهٔ خواب نفوذ کرد. تونی راسی خمیازهای کشید، کمی تکان خورد، سپس چشمان سیاهش را باز کرد و سریع نشست. روانداز را با یک حرکت کنار زد و آرام روی کف فلزی گرم ایستاد.
پانچ داد زد «ایول! میخواهم ببینم چطور به اردکهای وحشی شلیک میکنید.» یک جهاز ردیابی دیجیتال بیرون کشید که از خطوط برجستهٔ طلاییرنگی پوشیده شده بود و از بافی خواست برایش نشانی لیتل اگ را مشخص کند.
لاک، پسر بچهٔ رها شده در سیارهای غریب، کشتیرویانهای غولآسا را تماشا میکند. او قطعهای دورانداخته شده مییابد که الحانی موسیقایی تولید میکند و با کشتی ناقصی که به نظر میرسید او هم رها شده ارتباط برقرار میکند. اما جنگی ویرانگر فرا میرسد و کولاک و سرما و خرابی بر سر سیاره نازل میشود.
جینک خشکش زد، بعد بهآرامی از روی شانهاش به پشت نگاه کرد. آینهها. قبلاً در موردشان شنیده بود.
هیکل در لباس صیقلی و ضدضربهاش چیزی را به سمتش نشانه رفته بود. یک سلاح. اشاره کرد از کیسه فاصله بگیرد.
مریخیها مهرهدار، خونگرم و ظاهراً پستاندار هستند. معاینهٔ سطحی آنها حاکی از سوخت و ساز پایین بدنیشان است. در معاینات، هیچ اثری از امراض واگیردار مشاهده نشده.
«کل وجودشون از گوشت درست شده! از سیارهشون نمونههای مختلفی انتخاب کردیم و دقیق مورد آزمایش قرار دادیم.»
«پس سیگنالهای رادیویی که از طرفشون دریافت کردیم چی؟»
«از خودشون ساطع نشده. از یه سری ماشین که درست کردهان فرستادهان!»
«چرت نگو. چطوری گوشت میتونه ماشین درست کنه؟»
راهت به محل کار از مخزن آبکِشت میانبر میزنی و متوجه میشوی بوتههای گوجهفرنگی پر از حشرات خزندهایاند شبیه سوسکهای مینیاتوری. یکی از حشرات جَلدی از پایت میکشد بالا. با دست میزنی میاندازیاش.









