زیربرچسب: طنز

جهان چگونه نجات یافت

صانعی برجسته ماشینی شگفت‌انگیز می‌سازد که می‌تواند هر چیزی را که نامش با حرف «ن» آغاز می‌شود خلق کند. این قابلیت نامتعارف به چالشی میان او و صانعی دیگر می‌انجامد و آزمایش‌هایشان بر روی ماشین پیامدهایی غیرمنتظره و فراتر از حد تصور می‌آفریند.

در کوهستان وهم‌آلود یا از لاوکرفت تا لیکاک

در کوهستان وهم‌آلود یا از لاوکرفت تا لیکاک

با فوت پروفسور ناتی بیچاره، که چند سالی می‌شد در تیمارستان اسکراگِم بستری بود، من، آخرین عضو زندهٔ تیم تحقیقاتی بداقبالی شدم که پنج سال پیش به آن محل منحوسِ نفرین شده در جنوبگان اعزام شده بودند.

چشم‌ها افشاگرند - فیلیپ کی. دیک - امیر سپهرام

چشم‌ها افشاگرند

توصیف به یک گونهٔ غیرانسانی با خواصی باورنکردنی اشاره داشت؛ گونه‌ای که بومی زمین نبود و خود را به شکل انسان‌های عادی جا می‌زند.
با نژادی از موجودات طرف بودم که قادر بودند بخش‌هایی از بدنشان را مطابق میلشان جدا کنند.

کفش - رابرت شکلی - مهدی بنواریی

کفش

آن که هوشمندانه لباس می‌پوشد به کفش‌ هوشمند هم نیاز دارد، …
کفش گفت «چه آشغال‌دانی‌ای!»
«می‌تونی این‌جا رو ببینی؟»
«روزنه‌هام دیودهای جاذب نور هستند.»

پرورش پروانه برای احمق‌ها - بهزاد قدیمی

پرورش پروانه برای احمق‌ها

عاشق پروانه‌های خاله بودم؛ اما او هیچ‌وقت نمی‌گذاشت زیاد بهشان نزدیک شوم. می‌گفت پروانه‌ها کم‌دل هستند و من شیطان. می‌گفت پروانه‌ها را می‌رنجانم. خاله وسواس عجیبی به پروانه‌هایش داشت.

فردای روزی که مریخی‌ها آمدند - فریدریک پل - مهدی بنواری

فردای روزی که مریخی‌ها آمدند

مریخی‌ها مهره‌دار، خون‌گرم و ظاهراً پستاندار هستند. معاینهٔ سطحی آن‌ها حاکی از سوخت و ساز پایین بدنی‌شان است. در معاینات، هیچ اثری از امراض واگیردار مشاهده نشده.

کفش‌ها و آدم‌ها - علی حاتم

کفش‌ها و آدم‌ها

مردی که کفش‌هایش شب‌ها بدون اجازه او بیرون می‌روند. او می‌فهمد که کفش‌ها در حال تجربه‌هایی هستند که خودش هرگز نداشته است. روزی، کفش‌ها معشوقه‌ای قرمز پیدا می‌کنند و مرد را با افکار فلسفی و تنهایی‌اش تنها می‌گذارند.

از گوشت ساخته شده‌اند - تری بیسون - سیما تقوی

از گوشت ساخته شده‌اند

«کل وجودشون از گوشت درست شده! از سیاره‌شون نمونه‌های مختلفی انتخاب کردیم و دقیق مورد آزمایش قرار دادیم.»
«پس سیگنال‌های رادیویی که از طرفشون دریافت کردیم چی؟»
«از خودشون ساطع نشده. از یه سری ماشین که درست کرده‌ان فرستاده‌ان!»
«چرت نگو. چطوری گوشت می‌تونه ماشین درست کنه؟»