زیربرچسب: سیاست

ناظر تصادفی قضایی - جهانگیر شهلایی

ن.ت.ق

در آینده‌ای یک‌دست و بی‌مرز، زنی از دولت متحد به شهری سرد فرستاده می‌شود تا پروندهٔ قتلی را بررسی کند، اما در پشت دیوارهای زندان حقیقتی می‌یابد که پایه‌های «عدالت جهانی» را می‌لرزاند.

و حالا عالی‌جناب می‌خندد - شیو رامداس – امیر سپهرام

حالا عالی‌جناب می‌خندد

زیر نگاه بی‌امان خورشید، زمین سوخته می‌درخشد. از میان موج گرما، کنده‌های خشکیده و سیاه‌شده از جایی که زمانی مزرعهٔ کنف بود رو به آسمان بیرون زده‌اند. آپا از روی ایوان، بی آن که پلک بزند، به آنها خیره شده است. پیش چشمش تکه‌ای سوخته از یکی‌شان جدا می‌شود و با نسیم به پرواز درمی‌آید.

دست چپ تاریکی

مقدمه‌ رمان «دست چپ تاریکی»

همه داستان‌ها استعاره‌اند. علمی تخیلی هم. آن چه آن را از شکل‌های قدیمی‌تر داستان جدا می‌کند استعاره‌های جدید است.