زیربرچسب: معنویت
در دل سفری بیپایان در اعماق فضا، دختری دچار نفرینی کهن است؛ گناه مردگان در خونش میجوشد و او را به سوی حقیقتی ممنوعه و خطرناک میکشاند.
جهان از داستانها ساخته شده، نه از اتمها، و انسان همواره تلاش کرده لحظهٔ زودگذر و ماورایی امر متعالی و والا را درک کند آن را در قالب داستان به تصویر بکشد. این موضوع به نبردی میان دو روایت اسطورهای تبدیل شده که هر دو مدعی نشان دادن واقعیتِ ورای از واقعیتند.
لژیونهای جهنم، با آرایش نظامی پرشکوهشان، در صحرا پیشروی میکردند. صورهای جهنمی صفیر میکشیدند، طبلهای میانتهی میکوفتند و آن سپاه عظیم پیش میآمد.
در دل کهکشانی که دیگر تحت سلطهٔ او نیست، در فراری بیپایان از غاصبان به سیارهای ناشناخته پناه میبرد. او که از نبردهای بیامان خسته و ناتوان شده، با وحشت درمییابد که این همان سیارهای است که زمانی بر آن حکمرانی میکرده است.



