مضمون: هوش کیهانی
آثار در فضای استعاره (4)
در جهان پیشین، دو صانع بودند، استادانی بیبدیل در هنر کیهانزایی، و نبود چیزی که نتوانند بسازند و مدام در مسئلهٔ چگونگی کشف آنچه ساختنی است تعمق میکردند.
«شنیدهای که من مسئول سیارههای ناپدید شدهام؟» مرد چشمانش را باز کرد. مردمکهایش آنقدر گشاد شده بودند که از عنبیههایش فقط حلقههای باریکی باقی مانده بود به دور حفرههایی تاریک؛ مثل گرفتگی ستارههای دوقلوی محتضر.
چارلی به شدت بال میزند، برای همین پایینتر از او میپرم که نشانش دهم چطور میتواند در هوا سُر بخورد.
او یک پرنده بانمک کوچک است. به گمانم خودم هم هستم، چون در شبیهساز پرنده فقط یک پرنده هست که میتوانی باشی.
چشم جهانبین و فروتن کهکشانها را میگشتند و ستارگان را میبلعیدند تا این که سنگی در فضای تاریک بیستاره ظاهر میشود.
سنگی رمزگذاری شده که رمزگشاییاش رمزهای دیگر را آشکار میکند.




