مضمون: تنهایی کیهانی
آثار در فضای استعاره (3)
۱۷ مهر ۱۴۰۵
در آغاز روشنی عظیمی بود. درخششی کور کننده. همه چیز پس از آن روی داد.
هلن وحشت کرد. در خانه تنها بود. وقتی اتفاق افتاد والدینش به مأموریتی اکتشافی به ماه رفته بودند و مادربزرگش در آزمایشگاه مشغول تحقیق بود.
۲۵ اسفند ۱۴۰۱
مارتا نگاهش را به روبرو دوخت و تمرکزش را روی راه رفتن نگاه داشت. مشتری یک طرفش بود و تنوره دایدالوس طرف دیگرش. چیز خاصی نبود؛ تنها راه رفتن و کشیدنِ پرزحمت، راه رفتن، کشیدن. مثل آب خوردن.
۲۱ شهریور ۱۴۰۰
چشم جهانبین و فروتن کهکشانها را میگشتند و ستارگان را میبلعیدند تا این که سنگی در فضای تاریک بیستاره ظاهر میشود.
سنگی رمزگذاری شده که رمزگشاییاش رمزهای دیگر را آشکار میکند.



