مضمون: تنهایی کیهانی


آثار در فضای استعاره (3)

روزی، شاید

در آغاز روشنی عظیمی بود. درخششی کور کننده. همه چیز پس از آن روی داد.
هلن وحشت کرد. در خانه تنها بود. وقتی اتفاق افتاد والدینش به مأموریتی اکتشافی به ماه رفته بودند و مادربزرگش در آزمایشگاه مشغول تحقیق بود.

خود نبض ماشین - مایکل سوان‌ویک

خودِ نبض ماشین

مارتا نگاهش را به روبرو دوخت و تمرکزش را روی راه رفتن نگاه داشت. مشتری یک طرفش بود و تنوره دایدالوس طرف دیگرش. چیز خاصی نبود؛ تنها راه رفتن و کشیدنِ پرزحمت، راه رفتن، کشیدن. مثل آب خوردن.

فروتن و چشم جهان‌بین

فروتن و چشم جهان‌بین

چشم جهان‌بین و فروتن کهکشان‌ها را می‌گشتند و ستارگان را می‌بلعیدند تا این که سنگی در فضای تاریک بی‌ستاره ظاهر می‌شود.
سنگی رمزگذاری شده که رمزگشایی‌اش رمزهای دیگر را آشکار می‌کند.