چیز ققنوسواری در خودسوزی خواهرم نبود. تنها بوی پوست جزغاله، ... ، وقتی تبخیر میشد و ردی شیشهای بر شنهای صحرا داغ میزد.
کتابهای منتخب گمانهزن، گاردین، جولای ۲۰۲۱ از نیل شارپسون، ایلای لی، آدام ویشنفسکی-سنرگ، سارا گرن، چاک وندیگ، مکس بری
گر چه صبح بهاری سرد نویدی جز زیبایی نداشت، اما وقتی فررجونز به جاده خاکی کنار خانه نگاه کرد، دانههای بدنش از اندوهش لرزیدند. روزگَردها در جاده مشغول جمع و جور کردن کاروانشان بودند. واضح بود که قولی که برای ایمنیشان داده بود،...
راهت به محل کار از مخزن آبکِشت میانبر میزنی و متوجه میشوی بوتههای گوجهفرنگی پر از حشرات خزندهایاند شبیه سوسکهای مینیاتوری. یکی از حشرات جَلدی از پایت میکشد بالا. با دست میزنی میاندازیاش.
همه داستانها استعارهاند. علمی تخیلی هم. آن چه آن را از شکلهای قدیمیتر داستان جدا میکند استعارههای جدید است.





