دسته: علمی‌ تخیلی

داستان‌های کوتاه و ناولت از ادبیات گمانه‌زن، ژانر علمی تخیلی


آثار در فضای استعاره (120)

مرد یک‌روزه ایگور آنتونیوک امیر سپهرام

مرد یک‌روزه

نمی‌دانم دیگر چه قدر زمان برایم مانده.
هر لحظه ممکن است این داستان به پایان برسد، روی جمله‌ای ناتمام بمیرد و روی نیمه‌ای از یک واژه معلق بماند. آنگاه باید نقطهٔ پایان این داستان غریب را خودت بگذاری.

How Microx and Gigant Made the Universe Expand Stanislaw Lem – Amir Sepahram چطور میکروکس و جایگنت جهان را گستردند لم سپهرام

چطور میکروکس و جایگنت جهان را گستردند

در جهان پیشین، دو صانع بودند، استادانی بی‌بدیل در هنر کیهان‌زایی، و نبود چیزی که نتوانند بسازند و مدام در مسئلهٔ چگونگی کشف آنچه ساختنی است تعمق می‌کردند.

The Sanatorium of Dr.Vliperdius دار المجانین دکتر ولیپردیوس استانیسلاو لم، امیر سپهرام

دار المجانین دکتر ولیپردیوس

تمامش تقصیر دندان‌پزشکم بود که دندانم را با فلز پر کرد. دختر دکه‌دار روزنامه‌فروشی که بهش لبخند زدم گمان کرد روباتم. وقتی توی مترو لای روزنامه را باز کردم متوجه قضیه شدم.

نصب دوبارهٔ باغ عدن اریک شویتزگبل، ر. اسکات بکر امیر سپهرام

نصب دوبارهٔ باغ عدن

آیا تن زیستیِ فیزیکی ماست که به ما هویت وجودی معنادار می‌بخشد یا اگر در نسخه‌ای شبیه‌سازی از جهان هم باشیم، همین حس موجودیت و انسانیت را خواهیم داشت؟

شگفتزار – سال ۲ – شمارهٔ ۲۴

شگفتزار – سال ۲ – شمارهٔ ۲۴

انتشار گزارشى از وضعیت ادبیات فانتزى در مجلهٔ همشهرى جوان باعث شد بار دیگر به ریشه‌هاى ادبیات خیالى فکر کنیم. ریشه‌هاى ادبیات خیالى، وضعیت آن در ایران و
باز رسیدن به این جا که فانتزى هنوز در ادبیات فارسى متولد نشده است.

رومئو و ربات‌ها گرت دی جونز امیر سپهرام

رومئو و ربات‌ها

رومئو در دخمه‌ای به هوش می‌آید و خود را در برابر جسد ژولیت می‌بیند. اما در این بازیِ شرکت‌های همسانه‌سازی و ربات‌سازی، هیچ‌چیز آن‌طور که به نظر می‌رسد نیست.

ده نگاه به آینده، یا مراقبت از روان در آخر الزمان - سامانتا میلز – مهدی مرعشی

ده نگاه به آینده، یا مراقبت از روان در آخر الزمان

در جهانی که هر روز یک آخرالزمان تازه ممکن است رخ دهد، زنی میان آینده‌های هولناک و امیدهای کوچک سرگردان است؛ روایتی از عشق، بقا و انسان ماندن در پایان دنیا.

بیان یک سکوت - بث گودر - امیر سپهرام

بیان یک سکوت

رایلی جلوی گوی نشسته است و به نوری که با ظرافت می‌تپد نگاه می‌کند. حس می‌کند بخش دورافتاده‌ای از جهان است، یک موجودیت ناهم‌خوان با دیگران بسیار.

آیا خاک تسبیحت خواهد کرد؟ دیمن نایت امیر سپهرام

آیا خاک تسبیحت خواهد کرد؟

در روز غضب الهی، آسمان می‌شکافد و خدا و فرشتگان به زمین بازمی‌گردند؛ زمینی خالی و متروک و غبارآلود. اما رازی در دل سنگ‌ها پنهان است.

سربازْآهنی وحید ذاکری

سربازْآهنی

مادر، بچه‌ها را دو سویش نشانده بود روی زمین. مهتاب پژمرده‌ای از شکاف سقف می‌گذشت و می‌ریخت روی توده‌ی آوار.
فرمانده لمیده بود روی پاره‌ی سالم‌مانده‌ی مبل.

چیزهایی به شکل کلّه - لوییس کارلوس باراگان - حمید هاشمی کهندانی

چیزهایی به شکل کلّه

راوی منزوی داستان با رشد قارچ‌هایی شبیه سر انسان در گوشهٔ حمامش روبه‌رو می‌شود؛ موجوداتی که خاطراتش را زنده و روانش را تسخیر می‌کنند و به پیوندی هولناک میان درمان و انگل بدل می‌شوند.

لمس - ضحی کاظمی

لمس

به دور و بر نگاه می‌کند. به مردمی که چهره‌هایشان زیر هاله‌ای شفاف محو شده و نگاه‌هایشان از نور و زندگی تهی. دهان‌های نیمه‌بازشان حاکی از درماندن میان دو کلمه است.