اندکی آمار

در این صفحه کمی به آمار و ارقام وبگاه می‌پردازیم تا دوست‌داران فضای استعاره دید بهتری از فعالیتمان داشته باشند.

ژانر، جایزه و تعلق به مجموعه

افسانهٔ علمی (۱) بایگانی تماشا (۱) بایگانی شگفتزار (۲۵) بایگانی نشریات گمانه‌زن (۰) تاریخ‌های درون ما (۴) جایزهٔ استرجن (۳) جایزهٔ راما (۹) جایزهٔ سین‌شو (۱) جایزهٔ لوکاس (۴) جایزهٔ نبیولا (۱۴) جایزهٔ هوگو (۸) جایزهٔ واشینگتون (۱) جایزهٔ ورلد فنتزی (۱) جوایز (۰) علمی‌ تخیلی (۱۱۱) فانتزی (۳۷) مجموعه (۰) ناداستان (۲۹) وحشت (۳۱) چرخهٔ زندگی اشیای نرم‌افزاری (۱۰) ژانر (۰) یک فصل (۶)

موضوع و درون‌مایه

آفرینش (۴) احیای بایگانی نشریات گمانه‌زن (۲۶) اخلاق (۵) ارتباط (۹) استعمار (۴) اسطوره (۷) بقا (۶) بیگانگان (۱۰) ترابشر (۴) تنهایی (۹) جادو (۶) جادوی سیاه (۴) جامعه (۵) جنسیت سیال (۳) جنگ (۱۰) حکومت (۸) خاطره (۱۲) خانواده (۱۳) دگردیسی (۳) رابطهٔ انسان با طبیعت (۳) ربات (۸) زمان (۳) زندگی دیجیتال (۱۰) سفر در زمان (۳) سفر فضایی (۸) سیاست (۳) صمیمیت (۱۱) طلسم (۶) طنز (۸) طنز سیاه (۱۰) عاطفه (۹) عشق (۱۲) غم غربت (۳) فضا (۳) فلسفه (۱۱) فولکلور (۵) مرگ (۱۲) مسئولیت (۴) معنویت (۴) نرم‌افزار (۱۰) هنر (۴) هوش غیربشری (۱۱) هوش مصنوعی (۱۳) هوش کیهانی (۳) هویت (۱۶) واقعیت مجازی (۱۰) وحشت روان‌شناختی (۱۲) پادآرمان‌شهر (۱۲) پساآخرالزمانی (۴) کاوش علمی (۵)

عملکرد سالانه

بیشترین بازدید از ابتدا تا کنوه

  • دهانی ندارم و باید فریاد بزنم (۲,۴۶۶)
    جسد گوریستِر از یک پا و بی‌تکیه‌گاه از تخته صورتی آویخته بود، آویزان بالای سرمان در تالار کامپیوتر و از نسیم سرد و چربی که بی‌وقفه در غار اصلی می‌وزید نمی‌لرزید. جسد وارونه آویزان و از کف پای راست به تخته وصل بود.
  • دختر دیو فرزانه (۱,۵۴۱)
    آنچه تو در این روایت از داستان می‌خواهی برگرفتن ثروت از اشک‌های شاهدخت است و ابتیاع همهٔ سلاح‌های پاتالا و بعد یورش به آماراواتی، شهر سماوی اعظم، تا همهٔ خدایان را بکشی.
  • داستان زندگی تو (۱,۴۰۳)
    می‌دانم این داستان چطور تمام می‌شود. خیلی به آن فکر می‌کنم. به این‌که چطور شروع شد هم خیلی فکر می‌کنم. همین چند سال پیش بود که سفینه‌ها در مدار زمین ظاهر شدند و تجهیزاتشان در دشت‌‌ها پدیدار شد.
  • مقدمه‌ رمان «دست چپ تاریکی» (۱,۳۸۲)
    همه داستان‌ها استعاره‌اند. علمی تخیلی هم. آن چه آن را از شکل‌های قدیمی‌تر داستان جدا می‌کند استعاره‌های جدید است.
  • نم‌نمک باران خواهد آمد (۱,۳۴۶)
    ساعتی گویا در اتاق نشیمن آواز خواند، تیک تاک، هفت صبح، وقت بیداری، وقت بیداری، هفت صبح! انگار بترسد که کسی خواب بماند.. خانه، صبح‌گاه خالی مانده است.
  • در کوهستان وهم‌آلود یا از لاوکرفت تا لیکاک (۱,۳۴۱)
    با فوت پروفسور ناتی بیچاره، که چند سالی می‌شد در تیمارستان اسکراگِم بستری بود، من، آخرین عضو زندهٔ تیم تحقیقاتی بداقبالی شدم که پنج سال پیش به آن محل منحوسِ نفرین شده در جنوبگان اعزام شده بودند.
  • آقای مرگ (۱,۲۸۵)
    لارنس سی ماهه از نارسایی قلبی تشخیص داده نشده‌ای در حال مرگی نامنتظر است. آقای مرگ، با ظاهری انسان‌وار، اعزام شده تا ساعات پیش از مرگ را بالای سرش باشد.
  • آوای تندر (۱,۰۸۸)
    شرکت سافاری زمان سفری در زمان به هر سالی در گذشته ارائه می‌دهد. کافی است اسم جانور را بگویید تا ترتیب شکارش را بدهد. فکر همه جایش را می‌کنند، به جز اثر پروانه‌ای…
  • دانه‌های خون به زبان خاطرات سخن می‌گویند (۱,۰۷۱)
    گر چه صبح بهاری سرد نویدی جز زیبایی نداشت، اما وقتی فررجونز به جاده خاکی کنار خانه نگاه کرد، دانه‌های بدنش از اندوهش لرزیدند. روزگَردها در جاده مشغول جمع و جور کردن کاروان‌شان بودند. واضح بود که قولی که برای ایمنی‌شان داده بود،…
  • و او خانه‌ای کج ساخت (۱,۰۰۷)
    کوینتوس تیل، معمار برجسته و نوگرا، بر اساس اصول ریاضی خانه منحصر به فردی بر اساس مدل مکعبی چهاربعدی می‌سازد. ولی این خانهٔ تسرکتی با لرزه کوچکی تبعاتی ناخواسته و غریب به بار می‌آورد.

جدیدترین محتوای منتشر شده